برای زندگی

زندگی مثل آب خوردن تو لیوان شکسته میمونه...

برای زندگی

زندگی مثل آب خوردن تو لیوان شکسته میمونه...

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وسواس» ثبت شده است

سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی

پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۳۵ ق.ظ

مادرم یه کم پس انداز داشت ولی نمیدوست چطوری و کجا سرمایه گذاری کنه ؟ ( حالا میگم سرمایه گذاری فکرتون سمت میلیارد نره ، مبلغش زیر ده میلیون میشد اما اگه بامن همراه باشید در ادامه ی پست متوجه خواهید شد چرا این اصطلاح رو بکار بردم )

اولین و آخرین توصیه من این بود که ریسک نکنه و توی یکی از بانک ها حساب بازکنه ولی مشکل دوتا شد چراکه ازم خواست کدوم بانک ؟؟  و توکه راهکار میدی تا آخرش همراه باش.

خلاصه ازش فرصت خواستم و وقتی داشتم نرخ سود بانک های مختلف رو که پرسیده بودم یادداشت میکردم متوجه شدم نهایتا اختلافشون به یکی دو درصد میرسه . اختلاف مبلغ بین گزینه اول با آخرین گزینه، 15 هزارتومن میشد اما برای من که دنبال سود بیشتر بودم ، بانکی که درصد سودش بیشتر بود رو باوجود اینکه مسیرش طولانی تر بود انتخاب کردم

میون این محاسبات بودم که عبارت "سرمایه گذاری" یه جمله ی عجیب رو برای من تداعی کرد:

چقدر روی خودت سرمایه گذاری کردی ؟!!

انگار این جمله رو قبلا شنیده و خونده بودم ولی برام تلنگر نداشت ، اینار بود که یکی بهم گفت: الانم بشین همینطوری حساب کن.ببین با خودت چند چندی ؟؟!
بخودم گفتم من دارم بخاطر یکی دو درصد سرمایه گذاری چرتکه میندازم اما در مورد زندگی و عمرم اینقدر وسواس ندارم ..
اصلا اهل سرمایه گذاری هستم؟! :(

+عنوان از غزل حافظ با این مطلع : ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی ... سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
  • Amir Hossein

حسِ نامطلوبِ لذت بخش

سه شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۰ ب.ظ

صبح هام پرشده از دیاگوگهای درونی با خودم ، از حرفهایی که باید بزنم و بین گفتن و یا نگفتن ش شک میکنم یا از صحبتهایی که انجام شده ولی حالا به ویرایشش فکرمیکنم... چرا اینو نگفتم!!؟؟ چرا اینم توی حرفام نیوردم ؟؟!! و چرا اینو اینجوری گفتم ؟؟!!
دوست دارم زودتر برسم چراکه توی همین مسیر45دقیقه ای ذهنم از هر طرف موردتهاجم و درحال تحلیله. تحلیل هایی که به جزییات ، یکطرفه نگاه میکنه و اگه به جایی هم برسه هیچ فایده نداره چراکه انگار معتاد این افکار شده و فردا دوست داره دوباره این صندوقچه رو باز کنه و دوباره و صدباره آدمها ، رفتار و حرفاشون رو بررسی کنه ، مثل یه زخم کهنه است اما دوست داره باهاش ور بره ، زخمی که درد داره و شیرین نیست ولی درعین حال یه جوری لذت بخشه و فکر میکنم این حسِ نامطلوبِ لذتبخش بخاطر "حس قربانی بودن"ه ،  که پیش خودت تحلیل میکنی که من چه مظلومانه درگیر این داستان تراژدی شدم؟ خوبی هام اینا بوده ولی این بدهای رو دیدم. بعد یه کم به گذشت ها و بخشش هام فکر میکنم و دیگه مطمئن میشم من خوبم باقی خوب نیستن...
در این تکرار روزانه ، هربار کینه ای به دل میگرم و عمدا سعی میکنم رفتارهای منفی باقی رو محکمتر توی ذهنم هک کنم و از طرفی خودمو میبینم که چقدر زخم کهنه و همچنان گرم دارم که حس قربانی بودن و قربانی شدن را دلنشین میکنه ..

+متاسفم که اینقدر منفی نوشتم ، برای زندگی و زنده بودن نوشتم شاید با اعتراف بتوان این زنجیره ی منفی را پاره کرد .

  • Amir Hossein

نداشتن

سه شنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۱:۰۰ ق.ظ

نگاه به "نداشته ها" خودبخود آزاردهنده هست، اونوقت خیلی از ماها+روش زوم میکینم و نداشته های خودمونو با داشته های دیگرون مقایسه میکنیم و...افسوس میخوریم، یا تلاش بی جا میکنیم، یا سعی میکنیم داشته های دیگرون رو بی ارزش جلوه بدیم.

به یقین یکی از بدترین خودآزاری های ناآگاهانه همین مقایسه های وسواس گونه ی بی ربط باشه . بقول استاد سهیل رضایی عزیز : " بهشت ساختنی ست ، یافتنی نیست ، "

+ نوشتم خیلی از ماها، ولی مخاطب اصلی خودمم، نمیدونم تاکی قراره وسواس_بعضی چیزا پارازیتِ ذهن_بیش فعالم باشه .

هیج وقت ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودمون مقایسه نکنیم.

  • Amir Hossein