برای زندگی

زندگی مثل آب خوردن تو لیوان شکسته میمونه...

برای زندگی

زندگی مثل آب خوردن تو لیوان شکسته میمونه...

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نجوای زندگی» ثبت شده است

از آدم تا شهرزاد

شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۲۰ ب.ظ

امروز عصر توی تاکسی گرما امانم رو بریده بود ، احساس تشنگی داشت به سردرد تبدیل میشد که فکرم رفت به نخوردن و ننوشیدن ؛ به امر به نخوردن ؛ به نهی کردن
یادم اومد الان نوشیدن یه جرعه آب خالی خالی چه لذتی میتونه داشته باشه و به ذهنم اومد فقط تشنگی نیست ، ما آدمها طوری آفریده شدیم که به هرچه از اون نهی بشم ناخوداگاه حریصتر میشم .
فکرم رفت به 01/01/01 و به اولین پیامبر .حضرت آدمی که توی بهشت همراه با حضرت هوا در بهشت در حال تجربه تمامی ِعیش و نوش ها هستند و فقط فقط نهی میشوند از خوردن یک میوه ، تنها از تجربه ی چشیدن طعم یک میوه محروم میشوند و چه بسا میوه های مشابه و خوشرنگ تری هم درپای درختان هرز میروند ولی به جهت دسترس بودن مورد توجه نیستند .

یاد شهرزاد افتادم وقتیکه از عشق فرهاد نهی میشه ، انگار برای فرهاد جسورتر میشه ، تصمیم هاشو میگیره و عزمشو جزم میکنه . شاید همین نهی شدن ها بود که لذت باهم بودنشون رو برای همه و برای چند لحظه، صدچندان میکرد.


+بی ربط به متن اما رُک به خودم
باش اما همیشه دسترس نباش

  • Amir Hossein

حسِ نامطلوبِ لذت بخش

سه شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۰ ب.ظ

صبح هام پرشده از دیاگوگهای درونی با خودم ، از حرفهایی که باید بزنم و بین گفتن و یا نگفتن ش شک میکنم یا از صحبتهایی که انجام شده ولی حالا به ویرایشش فکرمیکنم... چرا اینو نگفتم!!؟؟ چرا اینم توی حرفام نیوردم ؟؟!! و چرا اینو اینجوری گفتم ؟؟!!
دوست دارم زودتر برسم چراکه توی همین مسیر45دقیقه ای ذهنم از هر طرف موردتهاجم و درحال تحلیله. تحلیل هایی که به جزییات ، یکطرفه نگاه میکنه و اگه به جایی هم برسه هیچ فایده نداره چراکه انگار معتاد این افکار شده و فردا دوست داره دوباره این صندوقچه رو باز کنه و دوباره و صدباره آدمها ، رفتار و حرفاشون رو بررسی کنه ، مثل یه زخم کهنه است اما دوست داره باهاش ور بره ، زخمی که درد داره و شیرین نیست ولی درعین حال یه جوری لذت بخشه و فکر میکنم این حسِ نامطلوبِ لذتبخش بخاطر "حس قربانی بودن"ه ،  که پیش خودت تحلیل میکنی که من چه مظلومانه درگیر این داستان تراژدی شدم؟ خوبی هام اینا بوده ولی این بدهای رو دیدم. بعد یه کم به گذشت ها و بخشش هام فکر میکنم و دیگه مطمئن میشم من خوبم باقی خوب نیستن...
در این تکرار روزانه ، هربار کینه ای به دل میگرم و عمدا سعی میکنم رفتارهای منفی باقی رو محکمتر توی ذهنم هک کنم و از طرفی خودمو میبینم که چقدر زخم کهنه و همچنان گرم دارم که حس قربانی بودن و قربانی شدن را دلنشین میکنه ..

+متاسفم که اینقدر منفی نوشتم ، برای زندگی و زنده بودن نوشتم شاید با اعتراف بتوان این زنجیره ی منفی را پاره کرد .

  • Amir Hossein

درباره بازی زندگی

يكشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۱:۳۸ ق.ظ

این یک پست فوتبالی نیست ،
قبل ترها بازی های فوتبال غیرهمزمان برگزار میشد، مخصوصا بازی های نهایی که مهمترینه شه. دیروز حین تماشای بازی(ها) ذهنم رفت سمتِ عملکرد مربی و تیم ش توی این لحظاتِ دشوار. اما چه تفاوتی در عملکرد تیم ها در بازی همزمان و بازی غیرهمزمان وجود داره؟؟!!
وقتی بازی ها به نوبت و غیرهمزمان برگزارمیشه لااقل تکلیفت با خودت روشنه. با قطعیت میدونی برد یا باخت این بازی جایگاهتو چقدر تغییرمیده؟ برد لازمه یا مساوی هم جواب میده؟ چندتا گل میخوای و کدوم تاکتیک برات بهتره؟
درضمن فرایندکاری به دومرحله ی تقریبا مجزا تبدیل میشه. مرحله اول تا قبل از بازیه که برنامه ریزی میکنی،عزمتو جزم میکنی، همه راه حل ها رو در نظر میگیری و تصمیم میگیری با فلان تکنیک و فلان استراتژی مثلا میشه سه امتیاز دوگله از این بازی بگیری و در مرحله دوم وقتی بازی شروع شد موقع عمل و اقدام میشه ،حالا دیگه تصمیم ت رو گرفتی و اجرا واجبه، شاید بعدها بفهمی توی اجرا ضعف داشتی ولی این مرحله زمان تردید در تصمیم و تعویض برنامه نیست. وقته بازیه و باید تصمیمی رو که گرفته بودی مو به مو به فعلیت برسونی.
اما بازی همزمان... دقت و مسولیت فوق العاده بیشتری لازم داره . چراکه هر لحظه هم وقت تصمیمگیری هست و هم زمان اجرا ،حتی در حین بازی باتوجه به نتیجه بازی های همزمان دیگه باید تصمیم های جدیدتر بگیری . فکر میکنم حساسیت قضیه اونجاست که نه میتونی به تصمیم هات دل ببندی که باید باید اجراش کنم هم نمیتونی بیخیال ازش بگذری و سَرسَری تصمیم بگیری . مثلا ممکنه توی یه بازی همزمانِ جای دیگه یه نفر یه پنالتی گل بدست بیاره ، بعد تمام چیدمانت ممکنه عوض بشه. نه اینکه این داستان ماله تو باشه ماله تمام مربی هایی هست که بازی شون در حال برگزاریه .
اینارو گفتم تا بخودم یاداوری کنم:
-زندگی مثل یه لیگ فوتباله ،لیگی که بازیهای همزمان زیادی درحال برگزاریه و بعض هاش بازی نهاییه.

-زندگی همیشه تصمیم از قبل در کمال آرامش و اجرا در فرصت مناسب نیست ، توی %95 زندگی ، تصمیم های فوری و اجرای آنی میخواد. نه اینکه بری خونه یا فردا :) در موردش فکر کنی

-تصمیم های زندگی بجز اینکه روی زندگی خودت تاثیر میزاره روی زندگی باقی آدمها هم موثره ، اگه فیر پلی بازی کنی غمی نیست که گل بزنی یا گل بخوری ،اما اگه با تمارض پنالتی بگیری روی تلاش و تصمیم های آدمهای دیگه تاثیر میزاری و بازی هاشونو عوض میکنی .

ممنونم که باوجود طولانی بودن این پست را مطالعه کردید

  • Amir Hossein