برای زندگی

زندگی مثل آب خوردن تو لیوان شکسته میمونه...

برای زندگی

زندگی مثل آب خوردن تو لیوان شکسته میمونه...

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

شکوفه های ناکام

سه شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۴، ۰۲:۴۳ ق.ظ

بعضی چیزا در مقام تلاش و درمسیرموفقیت مثل یه مانع عمل میکنن ، یعنی مسیرو سد نمیکنن اما لااقل یه جور سرعتگیر هستن وعامل مزاحمت ، مثل پول و شرایط اقتصادی . اما در این پست میخوام از عاملی نام ببرم  که با تجربه و نظر خودم ریشه ی ناکامی ها وعقب ماندگی های فردی محسوب میشه . عاملی که فرد رو از مسیراصلی منحرف میکنه تا جایی که حتی میتونه موفقیت های قبلی رو هم به بادِفنا بده .
میخوام از تنبلی بنویسم ، ازعامل تنبلی که مثل آفت میتونه به جون مزرعه ی وجود_فکری وعملی بیوفته و باتوجه به ویژگیش تا بخوای متوجه این کِرم بشی (خب کِرم بیشتر برازندشه تا ملخ :) ) احتمالا نصفی از محصولات ِبدست اومده یا شکوفه هایی که قرار محصول بشن رو از دست دادی .
وقتی متوجه میشی به صرافت میوفتی که این کِرم از کجاست ؟ از آب و هوا یا از فصله ؟ نکنه ماله خاک و ذات مزرعه باشه ؟ شاید از قدیم توی خاک بوده و به ارث رسیده و اصلا جنس خاکم اینطوریه ..
نوع خاصی از آفتِ کرم ِتنبلی هست که من  KECHI نامگذاریش میکنم (بعدا دلیلشو متوجه میشد). نحوه ی تخریب ش به اینصورته که وقتی مزرعه مون به این آفت دچار میشه ، حمله ی اصلی به سمت شکوفه هایی هست که قراره به محصول تبدیل بشه.
وقتی خدای نکرده به آفت  KECHI دچارشدی ، هرکاری بخوای انجام بدی ، هرفعلِ اول شخصی رو بخوای برای آینده صرف کنی و اصولا هرچیزی که توش برنامه ریزی باشه و موعدِ انجامش رسیده باشه ، این آفت به ذهنت هجوم میاره و میپرسه:
که چی ؟؟!!
همین یه دوکلمه ی ناچیز کافیه که مکث کنی و شک کنی ، درنگ کنی و موکول کنی برای آینده تا همه ی کاشته هات و داشته ها و نقش برآب میشه .
که چی بخوای یه پست جدید بنویسی؟ گیرم اینم نوشتی چی شد؟
گیرم یه مطلب جدید از سایت متمم خوندی ، که چی ؟
حالا فرض کن این کتاب رو هم خوندی ، که چی ؟!

این دو کلمه کافیه  تا شروع نکنی ، تا منفعل باشی
غافل از اینکه درخت با هرشکوفه ای جان میگیرد و هر رفتنی با اولین گام شروع میشود.
انبوه شکوفه ها باغ را میسازد و گامهای ممتد مسیر را می پیماید

پی نوشت :
این مطلب رو در مورد تنبلی از دست ندید ، امروز خیلی اتفاقی خودشو بهم نشون داد

  • نوشته شد توسط Hossein

انفعال

تنبلی

موفقیت

ناکامی

نظرات  (۵)

الان این پست رو نوشتی، که چی؟ :دی
یه دورانی خیلی تنبل بودم و میدونستم که بشدت کسل و تنبل شدم، به زور خودمو مدیر آپارتمان کردم، ببخشیدا، سگ دو میزدم :|
بعد از دو ماهم انصراف دادم، و بعدش بحالت عادی برگشتم و اون تنبلیه از بین رفت..:)
پاسخ:
کتک میخوای !! D:
چه جالب ، انگار که قبول مسولیت (توی اینمورد) بیشتر آدمو متعهد میکنه ، شاید چون باید پاسخگو باشیم  . ممنونم
  • سهیلا (کاتارسیس)
  • سلام.
    مغز ما میخواد که همین شرایط موجود رو حفظ کنه. یکی از دلایل تنبلی می تونه همین باشه.
    من همیشه اینطور صحبتها که میشه یاد شعر مجتبی کاشانی میفتم:
    هیچ کس منتظر خواب تو نیست
    که به پایان برسد

    همه چیز از خودِ ما شروع میشه. باید بخوایم و دست رو زانوی خودمون بگذاریم و بلند شیم...
    پاسخ:
    حفظ شرایط موجود منو یاد "مادرکامپلکسmother compelex" انداخت. یه جورایی عند انفعال و تنبلی میشه

  • سهیلا (کاتارسیس)
  • لینک های وبلاگتون، عشقای من هستن! :))
    پاسخ:
     و لابد واسه منم همینطور بوده
  • مصطفی هادیان
  • سلام حسین عزیز.

    محمدرضا جمله ای داره با این مضمون که: تنبلی مثل شیطان میمونه.
    واقعا هم همینه. وقتی صفت تنبلی در آدم ریشه دار بشه، کار به جایی میرسه که در بسیاری موارد آدم رو کور میکنه.

    مثلا فرض کنید من آدم تنبلی هستم. حالا به دلیل رکود اقتصادی شرایطی پیش میاد که باید مقداری بیشتر تلاش کنم تا روزیم رو بدست بیارم. اما من حاضر نیستم تکون بخورم و حتی اینکه "با تلاش بیشتر میشه روزی رو بدست آورد" برای من تعریف نشده است و اصلا من راهی نمیبینم. در واقع برای من انجام کار سخت، محال و غیرممکنه. و این باعث میشه بسیاری از فرصت ها را اصلا نبینم.
    پاسخ:
    سلام دوست من
    از محمدرضا گفتی و توصیف ش در مورد تنبلی ، با خوندنش یاد تلاش و امید_محمدرضا افتادم و یه پست قدیمی ش توی ذهنم بازخونی شد . نوشته ای که شاید قدیمی باشه  ولی چندین بار ارزش خوندن داره

    ظاهراً از حضرت عیسی نقل قول شده که: «چاله بکنید. باران خواهد آمد».

     

    من به نظرم این بهترین ترکیب در بیان نقش تلاش و تصادف در زندگی است. تلاش نقش آن چاله کندن را دارد، اما باران آمدن خارج از اختیار ماست. اما به هر حال، کسی که چاله نکند هیچگاه از آب باران نیز منتفع نخواهد شد. من به شخصه در زندگی چاله های زیادی کنده ام که بلافاصله با آب باران پر شده، چاله هایی با تأخیر پر شده اند و چاله هایی هست که سالهاست کنده ام و هنوز در انتظار نزول باران بر روی آنها نشسته ام. نمیدانم بارانی خواهد آمد یا نه…

    اما اگر باران نیاید، چاله های دیگری خواهم کند…


  • مصطفی هادیان
  • مرسی بابت یادآوری بجای این نکته که "چاله بکنید باران خواهد آمد".

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">