برای زندگی

زندگی مثل آب خوردن تو لیوان شکسته میمونه...

برای زندگی

زندگی مثل آب خوردن تو لیوان شکسته میمونه...

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۳۶ مطلب با موضوع «دست نوشته» ثبت شده است

آدما باهم و تنهان

جمعه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۳۲ ب.ظ
ما توی ساختمونی هستیم که اگه بخوام در مورد همسایه ها بنویسم یه داستان خوندنی و طولانی میشه . اما اگه بخوام مختصر از حال الانم بگم ، در شرایطی فعلی بنظرم بهترین راه کناراومدن با سایر همسایه ها رفتار به سبک " بازی مافیا" ست .
ما همسایه های یه ساختمونیم که نزدیک هستیم از لحاظ مسافت اما دورهستیم از لحاظ رفاقت و اعتماد. متاسفانه دیوار بی اعتمادی بین ما شکل گرفته و چیزی که پایه این دیوار بوده رفتار‌ دوگانه و دو رویی یه تعدادی از همسایه هاست . اینکه رودررو نقد و نظری نیست اما مدام میشنوی هرکس حرف‌‌هایی داشته که به همسایه ی دیگری زده ، اینکه برای سپردن مسولیتی تعریف و تمجید میکنند و برای گرفتن همان مسولیت منتقد و عالم به مسایل میشوند.
اینجا بازیه مافیاست ، هرکس منافعی دارد ، به همه شک کن اما نه به خودت !!
  • Amir Hossein

طلای زمان

جمعه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۰۲ ق.ظ
تا بحال چند بار مختصر و گذرا در مورد تقسیم بندی کارهای ضروری و کارهای فوری شنیده بودم ، فکر میکردم می توانم فعالیت هایم را بر اساس آن به دو روش کارمهم و کار ضروری اولویت بندی کنم و در خیال خودم برای هرکدام مثالی داشتم.  فکر میکردم این مدل ذهنی به عنوان راه حلی برای مدیرت بر کارها و غلبه بر تنیلی درنظر گرفته شده .
دیروز تصمیم داشتم از این روش استفاده کنم  و بیخیال بعضی ، پیگیر و سمج بعضی دیگر شوم . 
نکته ی جالب اینجا بود که بعد از جستجو  متوچه شدم با یک مدل ذهنی حرفه ای به نام "ماتریس آیزنهاور" روبرو هستم ، بجای دو طرف کارمهم و کارضروری این مدل در چهار حالت تنظیم شده که هدف اصلی آن مدیریت زمان هست و  نه غلبه بر تنبلی !!
از این ماتریس خوشم اومد و باخودم گفتم شاید شماها هم مثل من به خیلی ها گفتید: "متاسفانه وقت نکردم" ، پس از این تقسیم بندی مفید و موثر ، ساده نگذرید.زما
+ پی نوشت : در جستجوی گوگل متوجه شدم برای این ماتریس برنامه های اندروید مختلفی هم طراحی شده . حالشو ببرید 
  • Amir Hossein

درون را بنگریم و حال را

جمعه, ۲۲ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۵۱ ب.ظ
رابطه عاطفی و بویژه زندگی متاهلی تضاد و ایهام رو باهم داره ، برای تویی که یه مرد مریخی هستی توی رابطه با یه زن ونوسی همیشه باید منتظر تضاد و ابهام باشی . تضاد اگه در فرعیات باشه و بشرطی که تعصب همراهش نباشه حتما که میتونه دید بهتری به آدم بده ، در مورد ایهام و ابهام اصلا جنس ماده جوری هست که وقتی مبهم باشه جذابتر بنظر میاد.
مثلا وقتی میگه بهتر نیست فلان چیزو بخریم منظور واقعی ش اینکه باید اینو حتما بخری !!
وقتی ازش میپرسی خوبی ؟ و جوابت رو بامکث میده که آره خوبم یعنی اصلا خوب نیستم و برو بگرد کجا چه غلطی کردی !!
وقتی بی هوا به سیم آخر میزنه که از زندگیت میخوام برم ، اصلا منظورش نیست که میخواد بره بلکه هست و میمونه ولی میخواد ببینه عکس العمل ت چیه ؟ میخواد بدونه حالا تو براش چیکار میکنی ؟!

  • Amir Hossein

بی خودی

يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۲۶ ق.ظ

من آدم چندان کتابخونی نیستم اما هروقت (خیابون)انقلاب میرم ناخوداگاه این احساس بهم دست میده ، احساسی که من بهش میگم از خود بیخود شدن ؛
مبحوت و غرق کتابها میشم ، انگار نه انگار که می کی ام ؟ و چه کارها و نقش های دیگه ای دارم ؟ حالی دارم که تصور میکنم من فقط برای خواندن آفریده شدم  و همه کتابها با عشوه و طنازی بهم چشمک میزنن که بیا منو بخون .
از مدیریت تا روانشناسی ،
از رمان تا جامعه شناسی ،
و از کتابفروشی جیجون تا تک تک دستفروش هایی که کتابهای خاص شون رو بساط کردن انگار نه انگار که من کی هستم ؟ برای چه کتابی اومدم ؟ و برای فردا و فرداها چه فکرها و کارهایی دارم !!! حس میکنم چه مشتاقانه دارن منو نگاه میکنن ، حتی بیشتر از شوق من نسبت به خودشون.
دوست دارم همه کتابها رو ورق بزنم ، بخرمشون و برم که تا زمان بی نهایت بمشغول خوندنشون باشم ، انگار نه انگار که کار دیگه ای توی این دنیا دارم ،
دوست دارم همه کتابها رو بخرم به این امید که می خونمشون ، بعد با خودم میگم : حتی اگرم نخوندم ، خود_داشتن_بعضی کتابها خالی از لطف نیست ،
دوست دارم خریدارانه به سمت شون برم  ولی هیچ کدومشون رو آنی خرید نکنم ، حتی اگه میدونم اون کتابی بوده که براش تا اینجا اومدم ، اول خوب براندازش کنم ،عنوان ، طرح روی جلد ، قیمت و... و هر جفت مون لذت ببریم ، من از تحسین کردن و اون از تحسین شدن و بعد هزینه شو پرداخت کنم . حالا نمی دونم من با پول اونو به چنگ اوردم و مثل برده خریدمش که اربابش باشم یا اونه که با زیرکی  منو برده خودش میکنه .

نظری انتخاب هنرشفاف اندیشیدن

  • Amir Hossein

میم مثل مادر نون مثل ندامت

چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۳۳ ق.ظ

بعضی حرفا مثل خوره میوفته به جونت ، حرفایی که از مسایل تربیتی والدین ناشی میشه و شاید جزیی هم باشه ولی هر روز توی هر خلوتی که میتونه گیرت میندازه و تو در نهایت مجبوری این واقعیت ناخوشایند رو قبول کنی و جای اینکه جوابی براش داشته باشی تلاش میکنی بعنوان واقعیت تلخ بهش عادت کنی و ازش بگذری اما بازم اون بیخیالت نمیشه ...

حرفایی مثل اعتماد بنفس که فکر میکنی بنیانش در کودکی شکل میگیره و پدرو مادر نقش اساسی توش دارن ، پس اگه ایرادی توش داری مستقیم به این عزیزان ربط میدی. حالا یه راه فرار پیدای کردی ، یه مقصر که خودتو و تنبلی هاتو نبینی و از محاکمه خودت دست برداری . با خودت جمله هایی میگی : اگه مادرم ....  اگه پدرم.... اگه فلان جا مادرم  فلان میکرد ...

امشب حس کردم با مادرم صحبت کنم شاید آروم بشم ، شاید بهش غر بزنم و خالی بشم ولی متاسفانه بدتر شدم ، از سگ پیشمون ترم :-(

خواستم احساس ضعف خودمو پوشش زدم ، اما هم یه احساس گناه رو به جون عزیزش انداختم و هم درونم از ندامت و شرم پر شده 

آخه کدوم مادره که صلاح بچه شو نخواد ، میدونم اونم خیلی حرفا برام داشت ولی با جملات ابتدایی من توی لاک خودش رفت ، هیچ مخالفتی هم نکرد با چندتا جمله سعی کرد بهم دلگرمی بده که احساس تنهایی نکنم . 

من میدونم هنوز داری به حرفام فکر میکنی و شاید حالا من اون خوره رو به جون نازنین ت انداختم که برای روزها مدام از خودت میپرسی چرا من_مادر....؟؟!! چرا من اونجا اونطور نبودم !!

مادر منو ببخش 

تجربه ی بدی بود ولی سعی میکنم تکرار نکنم 

  • Amir Hossein

بهترشدن

دوشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۱۳ ب.ظ
فکر کردن بسه ، اقدام کن
تصمیم گرفتن بسه ، عمل کن
Touch بسه ، type کن
خوندن بسه ، بنویس


+ نوشتن رو دوست دارم ولی عادت بدی دارم که نمی خوام زیاده حرفی زده باشم . اینقدر از سر و ته ش میزنم که نوشته هام بیش از حد خلاصه میشه . مختصر میگم اما مفید نیست ):
  • Amir Hossein

سال نو فکرنو

پنجشنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۴۸ ق.ظ
برای سال جدید برنامه تون چیه؟!!
مطئنم از اواخر اسفند به فکرش بودید و مخصوصا موقع تحویل سال به خیلی تصمیم ها و انتخاب ها فکر کردید.
دیروز اتفاقی رفته بودم کافه بازار ، نمیدونم از کی این قسمت به محتوای سایتش اضافه شده ولی از ایده ش خیلی خوشم اومد.
گفتم دوستام در جریان باشن. یکی ش برام جالب بود اگه فرصت شد در مورد اونم میگم

+ برای بزرگترشدن عکس روش کلیک کنید
کافه بازار
  • Amir Hossein

تخیل زاید

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۰۱ ق.ظ

زندگی موازی برای چندلحظه آدمو به هوای بهاری میبره ؛

زندگی موازی آدمو هوایی میکنه ،

درحالیکه یادش میره کجاها ریشه داره !!

  • Amir Hossein

اقدام های عقیم مانده

دوشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۴۱ ب.ظ

از بس تکرارشده ، دیگه بصورت عادت درومده و وقتی عادت شد همواره ناخودآگاه لوپ ناقص خودش رو دنبال میکنه . انگارنه انگار که من مالک این تصمیم هام ، هرکدوم اون یکی رو نشون میدن و حس میکنم اینجاست که آدم از کیسه اعتماد بنفس ش داره خرج میکنه.

امان از تصمیم های بدون اقدام ، مثل سه وعده دارویی شده که دیگه بدن بهش عادت کرده

صبح ها ناشتا : از فردا صبح زودتر پامیشم

ظهرها بعد از نهار : از امشب متممخونی و کتابخونی رو شروع میکنم

هر شب قبل از خواب : از فردا منظم تر میشم

  • Amir Hossein

سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی

پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۳۵ ق.ظ

مادرم یه کم پس انداز داشت ولی نمیدوست چطوری و کجا سرمایه گذاری کنه ؟ ( حالا میگم سرمایه گذاری فکرتون سمت میلیارد نره ، مبلغش زیر ده میلیون میشد اما اگه بامن همراه باشید در ادامه ی پست متوجه خواهید شد چرا این اصطلاح رو بکار بردم )

اولین و آخرین توصیه من این بود که ریسک نکنه و توی یکی از بانک ها حساب بازکنه ولی مشکل دوتا شد چراکه ازم خواست کدوم بانک ؟؟  و توکه راهکار میدی تا آخرش همراه باش.

خلاصه ازش فرصت خواستم و وقتی داشتم نرخ سود بانک های مختلف رو که پرسیده بودم یادداشت میکردم متوجه شدم نهایتا اختلافشون به یکی دو درصد میرسه . اختلاف مبلغ بین گزینه اول با آخرین گزینه، 15 هزارتومن میشد اما برای من که دنبال سود بیشتر بودم ، بانکی که درصد سودش بیشتر بود رو باوجود اینکه مسیرش طولانی تر بود انتخاب کردم

میون این محاسبات بودم که عبارت "سرمایه گذاری" یه جمله ی عجیب رو برای من تداعی کرد:

چقدر روی خودت سرمایه گذاری کردی ؟!!

انگار این جمله رو قبلا شنیده و خونده بودم ولی برام تلنگر نداشت ، اینار بود که یکی بهم گفت: الانم بشین همینطوری حساب کن.ببین با خودت چند چندی ؟؟!
بخودم گفتم من دارم بخاطر یکی دو درصد سرمایه گذاری چرتکه میندازم اما در مورد زندگی و عمرم اینقدر وسواس ندارم ..
اصلا اهل سرمایه گذاری هستم؟! :(

+عنوان از غزل حافظ با این مطلع : ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی ... سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
  • Amir Hossein