برای زندگی

زندگی مثل آب خوردن تو لیوان شکسته میمونه...

برای زندگی

زندگی مثل آب خوردن تو لیوان شکسته میمونه...

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

میم مثل مادر نون مثل ندامت

چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۳۳ ق.ظ

بعضی حرفا مثل خوره میوفته به جونت ، حرفایی که از مسایل تربیتی والدین ناشی میشه و شاید جزیی هم باشه ولی هر روز توی هر خلوتی که میتونه گیرت میندازه و تو در نهایت مجبوری این واقعیت ناخوشایند رو قبول کنی و جای اینکه جوابی براش داشته باشی تلاش میکنی بعنوان واقعیت تلخ بهش عادت کنی و ازش بگذری اما بازم اون بیخیالت نمیشه ...

حرفایی مثل اعتماد بنفس که فکر میکنی بنیانش در کودکی شکل میگیره و پدرو مادر نقش اساسی توش دارن ، پس اگه ایرادی توش داری مستقیم به این عزیزان ربط میدی. حالا یه راه فرار پیدای کردی ، یه مقصر که خودتو و تنبلی هاتو نبینی و از محاکمه خودت دست برداری . با خودت جمله هایی میگی : اگه مادرم ....  اگه پدرم.... اگه فلان جا مادرم  فلان میکرد ...

امشب حس کردم با مادرم صحبت کنم شاید آروم بشم ، شاید بهش غر بزنم و خالی بشم ولی متاسفانه بدتر شدم ، از سگ پیشمون ترم :-(

خواستم احساس ضعف خودمو پوشش زدم ، اما هم یه احساس گناه رو به جون عزیزش انداختم و هم درونم از ندامت و شرم پر شده 

آخه کدوم مادره که صلاح بچه شو نخواد ، میدونم اونم خیلی حرفا برام داشت ولی با جملات ابتدایی من توی لاک خودش رفت ، هیچ مخالفتی هم نکرد با چندتا جمله سعی کرد بهم دلگرمی بده که احساس تنهایی نکنم . 

من میدونم هنوز داری به حرفام فکر میکنی و شاید حالا من اون خوره رو به جون نازنین ت انداختم که برای روزها مدام از خودت میپرسی چرا من_مادر....؟؟!! چرا من اونجا اونطور نبودم !!

مادر منو ببخش 

تجربه ی بدی بود ولی سعی میکنم تکرار نکنم 

  • Amir Hossein