برای زندگی

زندگی کن حتی بی نشونه

برای زندگی

زندگی کن حتی بی نشونه

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

مردونه

دوشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۰۹ ق.ظ

اینقدر که امروز وسیله نقلیه "موتور" به کارم اومد ، اینترنت نسل چهارونیم بکارم نیومده و نمیاد.

فکر میکنم دوتا مهارت واسه جنس مذکر لازمه ، هم به نفع خودشه و هم به نفع خانوادش:

1. رانندگی اعم از موتور و ماشین

2. دست به آچار بودن و فنی بودن

+ تا امروز سعی میکردم توی کارای فنی سَرَک بکشم ولی ازفردا باید بفکر موتور و گواهینامه موتور هم باشم :)

  • Amir Hossein

شروع کن

جمعه, ۲۴ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۲۴ ب.ظ

Do you want to start a business, write a book, or embark on a new journey of some sort, but feel like you don't
have enough money, experience, connections, or that your ideas aren't fully developed yet? If so, I have good news: This is the perfect time to begin.

+ از اینجا (اون متن انگلیسی هم واسه اینه زبان تون که میدونم خوب هست :) بهتر بشه )
آره خیلی وقته نبودم ، ولی توی این مدت یه مشغول انجام یه کارمهم بودم.
انجام شد .خداروشکر
  • Amir Hossein

به خودت...

سه شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۵ ق.ظ
حال خوب
+ هرکس میتونه برداشتی از این عبارت داشته باشه اما نمیدونم چرا ذهن من سریع رفت سراغ مفهوم "اعتماد" . چیزی که درگیرش بودم
  • Amir Hossein

اگه یه روزی ...

جمعه, ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۳۷ ب.ظ
بین کار با آقای الف هم کلام شدم . آقای الف یکی از همکارامه که تقریبا ده سال از من بزرگتره و دوتا فرزند داره . حرفمون از اوضاع جامعه شروع شد و  به ارتباط پسر و دختر رسید ، از ازدواج و طلاق گفت تا به رابطه زن و مرد رسید و بعد هردومون به فساد اخلاقی که متاسفانه توی جامعه و بعضی خانواده ها وجود داره رسیدیم .
بعد رو  بمن گفت : امیرحسین میدونی من به خانمم چی گفتم؟؟
و قبل از اینکه من بپرسم خودش ادامه داد : بهش گفتم هرموقع برای من اتفاقی افتاد ، اگه من مُردَم ، تو باید مجدد ازدواج کنی!! بهش گفتم اینکه یکی بالاسرت باشه خیلی بهتره تا اینکه هزارتا حرف دوروبرت.
اینقدر قاطع اینو گفت که ذهنم مشغول تحلیل و مرور تصمیم ش شد و دیگه نتونستم چیزی بگم.
  • Amir Hossein

چرا ؟!

شنبه, ۶ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۴۵ ق.ظ

چرا از شنبه بدمون میاد؟

-چون تصور میکنیم رویدادهایی در حال اتفاقه که کنترل و پذیرش ش خارج از توان ماست ؛ که دلچسب ما نیست .

-چون از مواجهه شدن با اتفاقاتی که پیش رومونه ترس داریم.

-چون دیروزش یه خواب کامل داشتیم ذهن و جسم مون توقع داره این استراحت یه بار دیگه تمدید بشه .

-چون تصور می کنیم امروز باید کلی کارو به اتمام برسونیم.

-چون از اتمام کارهایی که در جریانش هستیم لذت نمی بریم.

-چون توی ناخواگاهمون دلمون یه جایی آزاد و بدون مسولیت میخواد.

-چون هوا سرد شده ، پتو به سر کشیدن حس رهایی از تنش ها و مسولیت ها رو دلپذیرتر می کنه. 


+ جواب شما به این سوال چیه؟ اولین جواب هاتون رو همونطور که به ذهن تون میاد برام بنویسید.ممنون

  • Amir Hossein